نسخه کوتاه

رژیم اسلامی در ایران مانند یک جمهوری عادی که قدرت از رأی‌دهندگان به بالا حرکت می‌کند و سپس در برابر رأی‌دهندگان پاسخگو می‌ماند، عمل نمی‌کند. این رژیم مانند یک حلقه عمل می‌کند.

در مرکز این حلقه، رهبر عالی قرار دارد. مجلس خبرگان رهبر عالی را رسماً انتخاب می‌کند و می‌تواند او را عزل کند. اما نامزدهای مجلس خبرگان قبل از اینکه مردم آنها را در برگه‌های رأی ببینند، فیلتر می‌شوند. نهادی که این فیلتر را انجام می‌دهد، شورای نگهبان است. و شورای نگهبان از نظر ساختاری به رهبر عالی متصل است.

این نکته اصلی است. سیستم به طور تصادفی دایره‌ای نیست. این دایره، طراحی شده است.

حلقه قدرت

این نسخه تمیز است:

  1. رهبر عالی شش فقیه شورای نگهبان را منصوب می‌کند.
  2. رهبر عالی رئیس قوه قضائیه را منصوب می‌کند.
  3. رئیس قوه قضائیه شش حقوقدان شورای نگهبان را معرفی می‌کند.
  4. مجلس این شش حقوقدان را تأیید می‌کند، اما نامزدهای خود مجلس نیز توسط شورای نگهبان تأیید صلاحیت می‌شوند.
  5. شورای نگهبان نامزدهای انتخابات ملی، از جمله مجلس خبرگان را تأیید صلاحیت می‌کند.
  6. مجلس خبرگان رسماً رهبر عالی را انتخاب می‌کند و می‌تواند او را عزل کند.

بنابراین وقتی مردم می‌گویند: «اما مجلس خبرگان رهبر را انتخاب می‌کند»، بخش گم‌شده این است: چه کسی می‌تواند نامزد آن مجلس شود؟

و وقتی مردم می‌گویند: «اما مردم به مجلس رأی می‌دهند»، بخش گم‌شده این است: چه کسی برگه‌های رأی را قبل از رأی مردم فیلتر می‌کند؟

پاسخ همیشه به یک نقطه بازمی‌گردد.

شورای نگهبان دروازه است

شورای نگهبان فقط یک نهاد مشورتی نیست. طبق قانون اساسی ایران، این شورا قوانین را بررسی می‌کند، قانون اساسی را تفسیر می‌کند و بر انتخابات ملی نظارت دارد. در عمل، این نظارت به عنوان نظارت استصوابی تفسیر شده است: نه تنها نظارت بر انتخابات، بلکه تأیید یا رد صلاحیت نامزدها قبل از انتخابات.

این بدان معناست که رأی عمومی پس از ساخته شدن دروازه انجام می‌شود.

این موضوع برای ریاست جمهوری، مجلس و مجلس خبرگان اهمیت دارد. رأی‌دهندگان از میان یک میدان ملی باز انتخاب نمی‌کنند. آنها از میان میدانی انتخاب می‌کنند که توسط نهادی فیلتر شده است که نیمی از آن مستقیماً توسط رهبر عالی منصوب می‌شود و نیمی دیگر از طریق رئیس قوه قضائیه منصوب شده توسط رهبر عالی هدایت می‌شود.

به همین دلیل است که نامیدن این سیستم «انتخابی» بدون توضیح فیلتر، گمراه‌کننده است.

مشکل مجلس خبرگان

روی کاغذ، مجلس خبرگان نهادی است که به سیستم در رأس آن پاسخگویی می‌دهد. این مجلس رهبر عالی را انتخاب می‌کند و در صورت از دست دادن شرایط لازم می‌تواند او را عزل کند.

اما در عمل، نامزدهای مجلس به سادگی آزاد نیستند که نامزد شوند. آنها از همان ساختار تأیید صلاحیت ملی عبور می‌کنند. نقش شورای نگهبان در انتخابات ملی و فرآیند جداگانه تأیید صلاحیت نامزدهای مجلس، به این معنی است که نهادی که قرار است بر رأس سیستم نظارت کند، قبل از اینکه رأی‌دهندگان به آن دست بزنند، شکل می‌گیرد.

بنابراین، نظارت ادعایی بر رهبر عالی توسط نهادهای مرتبط با رهبر عالی فیلتر می‌شود.

این نظارت نیست. این یک حلقه بازخورد کنترل شده است.

رئیس جمهور حلقه را نمی‌شکند

رئیس جمهور می‌تواند رأی مردمی را به دست آورد، اما ریاست جمهوری همچنان در یک جعبه قرار دارد.

رهبر عالی سیاست‌های کلی نظام را تعیین می‌کند، فرماندهی نیروهای مسلح را بر عهده دارد، رئیس قوه قضائیه را منصوب می‌کند، رئیس صدا و سیما را منصوب می‌کند، تصمیمات شورای عالی امنیت ملی را تأیید می‌کند و حکم تنفیذ رئیس جمهور منتخب را امضا می‌کند. رئیس جمهور نه تنها در برابر رأی‌دهندگان و مجلس، بلکه در برابر رهبر عالی نیز مسئول است.

بنابراین حتی زمانی که ریاست جمهوری تغییر می‌کند، هسته قدرت تغییر نمی‌کند.

قوه مجریه می‌تواند کارهای اداری را انجام دهد. می‌تواند در محدودیت‌ها مذاکره کند. می‌تواند وزارتخانه‌ها را مدیریت کند. اما اهرم‌های سخت بالای آن باقی می‌مانند: امنیت، قوه قضائیه، رسانه‌های دولتی، تفسیر قانون اساسی، تأیید صلاحیت نامزدها و سیاست‌های کلی.

چرا این یک دیکتاتوری است

دیکتاتوری فقط یک مرد با یونیفرم و یک پرتره غول‌پیکر نیست. گاهی اوقات یک ماشین قانون اساسی است که به مردم اجازه می‌دهد در داخل یک قفس رأی دهند، سپس به قفس اشاره می‌کند و آن را دموکراسی می‌نامد.

رژیم اسلامی ایران انتخابات دارد، اما انتخابات به طور خودکار یک سیستم را دموکراتیک نمی‌کند. سؤال واقعی این است که آیا قدرت می‌تواند توسط مردم جایگزین، به چالش کشیده و پاسخگو شود.

در این سیستم، مردم دیر وارد می‌شوند. برگه‌های رأی پس از تأیید صلاحیت می‌رسند. نهادهای منتخب تحت نظارت غیرانتخابی عمل می‌کنند. نهادی که قرار است رهبر عالی را انتخاب کند، خود فیلتر می‌شود. شورای نگهبان در دروازه نشسته است. شورای نگهبان به رهبر عالی بازمی‌گردد.

این مکانیسم است.

منابع

نقشه تعاملی

نقشه تعاملی جداگانه را اینجا باز کنید: چگونه «رهبر عالی» حلقه قدرت در ایران را کنترل می‌کند